سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
156
زبور آل داود ( فارسى )
داشته باشد به رسم صلاح ارسال فرمايند و رقم به نام جناب سيادت مآب ايالت انتساب امير غياث الدين محمد بن امير جلال الدين عبد الوهاب بن امير غياث الدين بن امير كمال الدين بن سيد قوام كه قرنها پادشاه ولايت مازندران بود قرار گرفت . » امير مذكور به احترام پذيرفته شد . ولى چون اوزون حسن متوجه شده بود كه كار اردوى سلطان ابو سعيد ساخته است ، مسئول وى را اجابت نكرد و گفت تمام امراى خراسان خطها و عرضه داشتها فرستاده و پيغام دادهاند كه كار سلطان گوركانى پايان يافته . با اين همه ، خواه براى ابراز احترام نسبت به سادات ، خواه براى جدا كردن امير غياث الدين از ابو سعيد ، به دو گفت شنيدهام ابو سعيد ترا حكومت سارى وعده داده و وفا نكرده و در همان مجلس دستور داد تا نشان و فرمان حكومت سارى را به وى تسليم نمودند ( مطلع سعدين ، ج 2 ص 1352 تصحيح پروفسور محمد شفيع ، لاهور ) . 8 ص 27 ، س آخر مؤلف زبور آل داود تمام مطالب مربوط به سيد قوام الدين و اولاد و احفادش را از كتاب تاريخ طبرستان و رويان و مازندران سيد ظهير الدين برداشته است حتى به عين عبارت . امّا ظاهرا نسخهاى كه وى در دست داشته ناقص يا مغلوط بوده زيرا در بعضى از موارد مطلب را گنگ يا ناقص يا مغلوط بيان مىكند . ضمنا چنان كه گذشت از پسران چهارده گانهء سيد قوام الدين ، پسر هفتم را كه زين العابدين نام داشته از قلم انداخته و لاجرم مطالب مربوط به پسران مير قوام الدين را - از هفتم به بعد - به صورتى در هم آميخته و مشوش ذكر نموده گو اينكه در ذكر مطالب مربوط به پسران ديگر سيد قوام الدين يعنى فخر الدين و نصير الدين نيز دچار اشتباه شده و فى المثل كوچ سيد فخر الدين را به ييلاق كجور همراه با چهل طفل گاهوار به پاى سيد نصير الدين نوشته لذا براى آنكه متن آشفتهء زبور آل داود را به عنوان تصحيح آشفتهتر نكنم ، بهتر آن ديدم كه بر اساس كتاب سيد ظهير الدين به اختصار از پسران و نوادگان سيد قوام الدين ياد كنم تا خوانندگان كتاب حاضر صحيح از سقيم و درست از نادرست باز شناسند : سيد قوام الدين چهارده فرزند داشت . بدين ترتيب :